سودای طبیعی و سودای ناطبیعی:

سودای طبیعی دِرد و رسوبات و تیرگی خون است، مزه آن بین شیرین و تلخ گس است و پس از آنکه از جگر می تراود و دو قسمت میشود. بخشی از آن همراه خون جریان دارد و بخش دیگر به سوی طحال میرود. بخشی که با خون جریان دارد دارای ضرورت و منفعت است. ضرورت آن بر این اساس است که اندازه معینی از آن بایسته است که برای تغذیه برخی اندامها (استخوان) با خون بیامیزد. جنبه انتفاعی آن در این است که خون را در محکم، نیرومند و غلیظ ساخته، از تحلیل رفتنش پیشگیری می کند. بخشی که برای طحال است خلطی است که خون از آن بی نیاز شده و وجود آن نیز ضرورت و منفعت در بردارد. نفعش در این است که بعد از عمل هضم بر دهانه معده فرود می آید و در این فرود آمدن دو نفع دارد، یکی آنکه دهانه معده را سفت و سخت و نیرومند میکند. دوم آنکه دهانه را بوسیله ترشی خود تحریک میکند و باین وسیله انسان را از گرسنگی باخبر میسازد و اشتها را برمی انگیزد.

اما روند سودای غیرطبیعی بر ته نشین شدن و درد گشتن نیست، بلکه بر راه خاکستر شدن و سوختن است. چون هر چیز نمناکی که با خاکی آمیزد، آن را به یکی از دو حالت سوق میدهد: خاکی یا ته نشین میگردد و سودای طبیعی میشود و یا بخش لطیف آن تحلیل میرود و بخش غلیظش می ماند و حالت سوختگی را بخود میگیرد و از آن خون و اخلاط، سودای زائد بوجود می آید و آنرا خلط سیاه می نامند. ولی آنچه ته نشین تنها خون است، زیرا که بلغم بواسطه لزج بودن، ته نشین دردمانندی ندارد.